تبليغاتX
انجمن دوستداران پاکیزگی آران و بیدگل

انجمن دوستداران پاکیزگی آران و بیدگل

مارا کی عوض خواهد کرد؟

اصطلاح پیش پاافناده و دم دستی«عوضش می کنند» در عُرف امروز جامعه،یادآور یک عارضه ی تلخ و نا گوار است.اصطلاحی است فشرده،موجز،با بار کنایی که اشاره دارد به افراد زمین گیر شده.

افرادی که بنا به دلایل پیری،سانحه، سکته، آلزایمر،بیماری های مزمن و یاعقب افتادگی های مادر زادی جسمی- حرکتی،قادر نیستند به مسایل شخصی مثل خورد و خواب،بهداشت و شست و شوی خود رسیدگی کنند.

و جود این افراد درمیان خانواده های امروزی که تعدادشان هم کم نیست،عرصه را به اطرافیان تنگ می کند.و چه بسا کسانی که مسوولیّت مستقیم ونگه داری این بیماران را به عهده دارند،در ناخود آگاه خود،برای اینکه هم خودشان از گرفتاری خلاص شوند و هم بیمار از احساس خفّت و خواری و خجالت،آزاد شود،آرزوی مرگ آنها را دارند.که بدیهی است اصطکاک درونی ناشی از این آرزو،خود، فاجعه ی دردناک دیگری است در کام بشر: آرزوی مرگ کسی که دوستش داری.

متاسّفانه در شهرستان آران وبیدگل هنوزمرکز مجهّزی که بتواند جو ا بگوی این نیاز حیاتی مردم باشد،پا نگرفته است.و روز به روز بر تعداد این بیماران افزوده می شود.از کودک دو سه ساله گرفته تا جوان تا میان سال تازنان ومردان بالای هفتاد وهشتاد سا ل،همه،شامل این مجمو عه ی ما تم زده می شود.

خانو اده های امروزی هم به دلیل مکانیزم پُرمضیقه وساختار فشرده ی زند گی،(برغم وابستگی های عاطفی و پایبندی به اخلاق) ،توانایی این را ندارند که افراد زمین گیر شده را در کنار خود نگه دارند و آ نهارا مراقبت و به گونه ای که به کرامت انسانی آنها ضربه وارد نشود،تر وخشک کنند.(خانم دکتری را سراغ دارم از همین آران وبیدگل خودمان که درس خوانده ی کانادا و ساکن همان کشور است.چند سال پیش به او خبر دادند که مادرش  در یکی از بیمارستان های تهران به اغماءفرو رفته است.او برای عیادت به ایرا ن آمد.بعداز چند روز وقتی در بیمارستا ن به این تشخیص رسید که امیدی  به هوشیاری مادرش نیست،خود با دست خود،شیلنگ اکسیژن رااز بینی مادرش خارج و او را به دیار عدم فرستاد.)

نحوه ی معیشت در جامعه ی امروز ایران،اقتصاد مُلتهبی که هر روز بیش از روز پیش ،نان مردم را آلوده می کندو سامانه ی بوروکراسی عذاب آور حاکم بر دستگاه اداری ایران،درهر بزنگاهی وقت وعمر و ا نرژی شهرو ندان را معطّلِ خود نگه می دارد.و فرصت وفراغتی برای کسی باقی نمی گذارند تا آدم ها به مسایل انسانی وعاطفی و اخلاقی فکر کنند.در واقع هر کسی صبح که از خواب بیدار می شود،دست و پای خود را در پوسته ی گردو احساس می کند.مقدار زیادی از این مشکلات البته بر می گردد به اینکه امروزه شکل زندگی عوض شده است.در زمان های قدیم این حرف ها نبود.

یارو هشتاد سال،نود سال،صد سال عمر از خدا می گرفت یک قرص نمی خورد.یک سر درد نمی کرد.هر وقت هم که وقت مُردنش فرا می رسید،از صحرا می آمد.بیلش را کنار خانه می گذاشت.خرش را در طویله جا می کرد.وضو می گرفت.نمازش را می خواند.گیوه هایش را کنار ایوان،زیر سرش جفت می کرد ومی خوابید و دیگر بلند نمی شد.هم خیال خودش راحت می شد.هم فکر زن وبچّه اش آسوده.(تازه او آنقدر به آینده و به خر و به آب  و به کردویش امیدوار بود که در همان لحظاتی که عزراییل جلوی در خانه اش در انتظار ایستاده بود ،او از زنش قول می گرفت که«بستنه»را برای حمام سحر آماده کند.)

ولی حالا تغییرات اکوسیستم روی همه چیز اثر گذاشته است.بشر نفت و گاز و همه ی سوخت های فسیلی رااز دل زمین بیرون می کشد،در هوا دود می کند و در همین هوا استنشاق می کند.آدم های سالم هم در واقع بیمارند وخودشان خبر ندارند.منهج چرخ وفلک نا موزون می چرخد و بشر گیج است.آشفتگی اکو سیستم همان طور که روی شکل وقیافه ی گونه های  گیاهی وجانوری اثر گذاشته است ،(همین حالا دربیابانهای اطراف شهرخزنده هایی دیده می شود که در گذشته  دیده نمی شد) در شکل گیری شخصیّت جسمی و خُلقی و روحی و ژنتیکی او نیز اثر گذاشته است.این است که می بینیم کودکان نا قص الخلقه،زاد و ولدشان از مرز استثناء گذشته و کم کم دارد به یک قاعده تبدیل می شود.و اگر هم علیل نباشند بیماری های جور واجوری رابا خود به دنیا می آورند که باید تا پایان عمر پاگیر آن باشند.

تنبلی،پُرخوری وافسردگی وعصبیّت های پنهانی که زاییده ی زندگی امروز است،باعث می شود قند خون خیلی زود از حد مجاز بگذرد وزمینه ی مناسبی فراهم گردد که آدم ها از چهل سالگی به بعد،دیگر طعم خوش زندگی را نچشند.

کم کاری یا از کار افتادن غدد جنسی،بی میلی وفقدان تمایل جنسی که محصول همین فرایند بوده و معمولا با پرده پوشی و پنهان کاری و حتّی انحراف و بزه وگناه همراه است،عقده هایی را در درون آدمی شکل می دهد که این عقده ها منشاء پیدایش انواع واقسام بیماری های دیگر،نظیربُخل،حسد،کینه،پریشان ذهنی،گوشه گیری،حرص برای جمع کردن مال دنیا،غیبت،تُهمت،عدم قدرت تعامل با جامعه،بد خُلقی، سوء گمان ،بدرفتاری با زن وبچه و...می شود و علاو ه بر اضمحلال شخصیّت،فرو پاشی خانواده ها را نیز در پی دارد.(همه ی این مصایبی که نام بردم  امروز دارد به سراغ جامعه ی ما می آید.)

فراموش کاری و از دست دادن حافظه که علی القاعده باید در سنین بالای پیری،آنهم به صورت کم خطر به سراغ بشر بیاید،امروز  در سنین میان سالی،آنهم به شکل حاد ّو بحرانی گریبانگیراو می شود.و زندگی رادر یک بستر جهنّمی قرار می دهد.اگرچه به تکرار،ولی این ها را که از آن یاد کردم،بخش ناچیزی از مشکلات انسان معاصر است . و شترِ آن آرام آرام جلوی در خانه ی تک تک ما می خوابد.

وامّابعد…

تاسیس خانه ی سالمندان یا مراکز پذیرش بیماران جسمی – حرکتی تا حدود زیادی توسّط مشارکت های مرد می وافراد خیّر جامعه،تحقّق می پذیرد.و این کار به زمینه سازی فرهنگی نیاز دارد.باید برای آن تبلیغ شود.باید یک نهادی، یک مر کزی ،خلاصه یک جایی که مورد وثوق مردم باشد،روی این جریان کار بکند.وحساسیّت عمومی را بالا ببرد.در شهر ما متاسّفانه آخوندها که به فکر این مسایل نیستند.جامعه ی معلّمان و فرهنگیان هم که به اندازه ی کافی ذلیل و وامانده هستند.( در واقع آنها زیر خودشان را هم خیس کرده اند و منتظرند یکی بیاید و عوضشان کند.) عموم مردم هم تا زمانی که خودشان  به این مصیبت ها گرفتار نشوند،عمق فاجعه را درک نمی کنند.بنابراین می ماند : جا معه ی وبلاگ نویسان.

افرادی که دستی در نوشتن و سرو کاری با این رسانه دارند،باید برای بستر سازی فرهنگی اقدام کنند.و بذر همّت برای رویش اندیشه ای که بتواند به این حرکت،سرعت ببخشد را آماده سازند.آران وبیگل به نسبت رشد جمعیّتش از امکانات ضروری بر خوردار نیست.کسی هم که خیلی دلسوز این طفل یتیم باشد،بالای سرش نیست.وبلاگ نویسان در صورت اراده برای یک حرکت جمعی می توانند به منزله ی یک «اتاق فکر» برای این شهرستان به حساب بیایند.

الان ماه شعبان است.قبلا هم رجب بود.بعد رمصان.بعد تر محرّم وصفر.شما ببینید در این ماه ها مردم ما چقدر روضه می خوانند.چقدر دعا می خوانند.راست یا دروغ چقدر توی سر وصورت خود می زنند.در ماه های دیگر هم به مناسبت های هفتگی و ماهانه و سالانه،همین جوری است.در واقع ما سالی به دوازده ماه عزاداری می کنیم.چقدر پول خرج این کارها می شود ،خدا می داند.چقدر آب و برق و گازو ماشین و بیا و برو و پرچم وگوشت و اُلورو نان و سبزی و وقت و عمر برای تمهید سفره های نذری هزینه می شود ،خدا می داند.هر روز زوّار گذاری. هرروز پخت و پز.دعوت به رستوران .چشم و هم چشمی.هی بخور.هی بخور هی بخور.آخر تا به کی؟(بخش دولتی را منها کنید) این انرژی ها و این هزینه ها اگر جهت گیری مدنی داشته باشد،جامعه می تواند  به آ ینده ی خود امید و ار باشد.اگر نهادی بتو ا ند این سرمایه هایی که بر باد می رود را،جمع و جور کند،با آن میتوان خیلی از چاله چوله ها را پر کرد.

  حیدر علی عنایتی بیدگلی

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 21:22  توسط اکبر ستاری  | 

عدم رعایت بهداشت در رستورانها

عیال بنده عادت دارد هرروزصبح  وقتی که از خواب بیدار می شوداز من می پرسدبرای ناهار ظهر چی هندات کند؟من هم به یاد ندارم هنوز طبخ غذای خاصِی را به او سفارش داده باشم.لذا به گفتن جمله ی «یک چیزی خواهیم خورد» اکتفا کرده،بار مسولیّت را از شانه ی خود خالی کرده،دوباره سرم را زیر لحاف کرده ومی روم تو حال خود.چند روز پیش که مجدّدا بااین سوال تکراری وهمیشگی روبرو شدم،بی خودی از دهانم در رفت که امروز غذا را از بیرون تهیّه می کنیم.لذا نزدیک ظهر باموتور به یکی از چلوکبابی های شهر مراجعه کردم.اتفاقا شلوغ بود ومن باوجود سر گیجه و کم حوصلگی مزمن باید در صف می ایستادم.در حین انتظار،از بغل یک یخچال بزرگ که در کنارش قرار داشتم واز لای روزنی که میان دیوار ویخچال  وجود داشت،توانستم آشپز خانه را دید بزنم.من تکلیف شرعی وقانونی وعرفی  این دید زدن ها رانمی دانم چیست. حلال است؟حرام است؟مباح است؟ نمی دانم.ولی ای کاش چنین غلطی نمی کردم.سر آشپز محترم که هیکلی تقریبا بالا 140 کیلو داشت،انگشت نشانه ی دست راست خود راآنچنان در درون سوراخ بینی اش می چرخاند که با مشاهده ی این صحنه نزدیک بود من غذای نخورده را بالا بیاورم.مدّتی صبر کردم ببینم عاقبت کار به کجا خواهد کشید.دیدم یارو جدّا از این کار خود کیف می کند.دست چرب ونرم،دماغ بزرگ وچاق،سوراخ بینی آماده ودم دست ومکان خلوت فرصت خوبی را برای او فراهم آورده بودکه انگشت خود را با مهارتی همراه با آرامش در چرخشی 180 درجه ای به حرکت درآورده ودنبال خلط بینی بگردد.

انگشت در بینی کردن عادت دیرینه ی بشر است.تاریخ را که هم که مطالعه بفر مایید از انگشت های زیادی حکایت می کند که در سوراخ های زیادی رفته و به سلامتی بیرون آمده است.تقریبا می توان گفت هیچ کس از این سرگرمی لذّت آور و فرح بخش،روی گردان نیست. واین بستگی به این دارد که آدم چه نوع سوراخی را پیدا کند ونوع کاربری اش را چگو نه تعریف کند.

سر آشپز غذا خوری مورد اشاره ی بنده هم آن روز ،سوراخ بینی خود را که تداعی کننده ی سوراخ دود کش بخاری بود،بهترین سوراخ دیده بود.
ما جرا ادامه داشت وهنوز یکی دو نفر قبل ازمن در نوبت بودند که باصدای یکی از کارگران غذا خوری ،او مجبور شد دست از کار کاوش در بینی بکشد وبه سراغ کار دیگری برود.من انتظار داشتم حالا حداقل دستش را با آب وصا بون بشوید که نشست.و با همان حالت رفت سر وقت ظرف بزرگی که پر بود از گوشت چرخ کرده.دیدن بقیّه ی ماجرا  برای من قابل تحمّل نبود.لذا خیلی آرام وآهسته سرم را تو کشیدم،به دروغ به پیشخواندار گفتم الان بر می گردم.

وامّا بعد...

آشپزخانه های آران وبیدگل به شدّت آلوده است.ودر این هوای گرم وغبار زده  می تواند سلامتی مردم را به خطر بیاندازد .واگر ویروسی  مُهلک از مسیر مسافرت های خارج از کشور  به میان مردم آمد،این آشپز خانه ها در تکثیر آ ن شریکند.بعضی از آنها البته ظاهر تمیزی دارند.ولی اگر خوب دقّت کنید مکانیزم های مختلفی برای پخش نا خواسته ی میکرب در دسترس آنهاست.اسکناس یک عامل وناقل بسیار قوی وبی سروصدا برای انتقال هر نوع آلودگی بدنی در میان جامعه به شمار می رود. فروشندگان اغذیّه با همان دستی که از شما اسکناس وسکّه دریافت می دارند،بلا فا صله ظرف های پلاستیکی ویک بار مصرف را( که آنها نیز اغلب به درستی محافظت  نمی شود)،برداشته وبا جابجا کردن آنها  به آشپز خانه رفته ونان ونوشابه ودوغ وکباب وبرنج وخیار شور و گوجه و سبزی وسیب زمینی وفلفل وچوب خلال دندان را (که فقط  خدا می داند فرایند آماده سازی آنها چگونه بوده است)  در کنار هم قرار داده،درون نایلون پیچیده وبه شما تحویل می دهند.

نحوه ی تهیّه ی نان از نانوایی ها ورساندن آن به آشپز خانه نیز یکی دیگر از عواملی است  که دیدن آن ممکن است شمارا از خوردن چنین غذایی بیزار کند. کارگر آشپز خانه دویست سی صد عدد نان داغ را درون یک سفره ی چرک وکدر  قرار داده ودر حالیکه با سر ووضعی چندش آور به سیگارش پُک می زند،سوار بر مو تور ودر مسیر گرد وغبار به مقصد می رساند. همچنین پایبندی یاعدم تعّهد به نجس پاکی های شرعی مثل غسل جنابت وحفظ بهداشت شخصی در موارد ابتلا به بیماری های روده ای؛تنفّسی،پوستی ومشابه آن توسّط کسانی که در آشپز خانه ها  کار می کنند از نگرانی های مصرف کننده  غذاهای طبخ شده در این قبیل اماکن است. اجازه بدهید در باره ی مستراح های این آشپز خانه ها ومگس هایی که از آن خارج شده وروی ظرف وظروف آشپز خانه می نشیند ،سخنی نگویم.

http://va-ama-bad.blogfa.com/post-123.aspx

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 0:28  توسط اکبر ستاری  | 

کوره ی آجر پزی

توفیقی نصیبم شد تا با یک صاحب کوره ی آجر پزی در جاده ی قدیم آران و بیدگل گفت و گویی داشته باشم .حاصل آن اینجاست .

همه نفت سیاه مصرف میکنیم .

آن را از اصفهان می آوریم.

هر 20 روز ده تریلی مصرف کوره های من است.

هر دوروز یک تریلی .

کوره که روشن شد 1.5 تا 2 ساعت دود دارد .

شبها کوره را روشن میکنیم .پایان گفتگو

-----------------------------------------------------------------------------------

مطالب دیگر

نفت سیاه :

 نفت تصفیه نشده . باقی مانده ٔ نفت طبیعی پس از استخراج بعضی از مشتقات از آن مانند نفت سفید، بنزین و غیره

مازوت :

 یکی از هیدروکربن های نفتی که در تصفیه ی خام پس از اتر و بنزین و نفت چراغ بدست می آید و چون سیاه رنگ است به نام نفت سیاه نیز موسوم است . این ماده ارزان ترین مادة سوختنی برای کوره حمام ها و تنور نانوایی ها و موتورهای دیزل می باشد.

نمونه ی آگهی فروش : جهت تهیه نفت سیاه با ما تماس بگیرید با ارایه آنالیز.,زیر قیمت بورس

رييس سازمان صنايع و معادن يزد گفت:

کوره هاي آجرپزي به منظور حفظ مسائل زيست محيطي بايد حداقل 80 کيلومتر از مرکز استان فاصله داشته باشند.

مديركل حفاظت محيط زيست استان يزد بيان داشت:

 در اثر استفـاده از سـوخت مازوت ساليانه حدود ۱۵۰۰تن ذرات معلق در فضا منتشر مي‌شود و اين ميزان بـراي اكسيـدهـاي گـوگـرد به ۲۵۰۰ تن در سال مي‌رسد كه اگر چنين سوختي به گازوئيل تبـديل شـود آلودگي‌هـا به يـك سـوم كاهـش مـي‌يابد.

+ نوشته شده در  88/02/16ساعت 17:4  توسط اکبر ستاری 

امروز توفیقی حاصل شد که با آقای چاقیان عضو محترم شورای شهر گفتگو نمایم . خلاصه :

  1. هنوز کلنگ کارخانه ی آجر ماشینی زده نشده .
  2. در بعضی کوره های آجرپزی  لاستیک ماشین سوختشان است .
  3. سوخت کارخانه ی آجر ماشینی گاز است .
  4. کارخانه ی آجر ماشینی آلودگی ندارد .
  5. به کوره های آجرپزی نزدیک شهر دیگر حواله ی نفت سیاه نمی دهیم .
  6. دلیل توقف احداث کارخانه ی آجر ماشینی فیض آباد این است که ما میگو ئیم سهامداران کارخانه ی آجر ماشینی باید کوره داران فعلی شهرستان خودمان باشند .
  7. شورای شهر مسئولیت آزاد سازی اراضی کنار گذر را به عهده دارد که خوشبختانه این وظیفه انجام شده است .
  8. آقای چاقیان ۸ سال در عراق اسیر بوده است و بازنشسته ی سپاه است .
  9. نوشته شده در  88/02/22ساعت 14:56  توسط اکبر ستاری
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 15:55  توسط اکبر ستاری  | 

تپه‌های شنی

تپه‌های شنی (Dunea)

نحوه تشکیل تپه‌های شنی

طرز تشکیل تپه‌های شنی (دونها) بدین صورت است که ماسه‌هایی که بوسیله باد در سطح زمین در حرکت هستند پس از رسیدن به موانعی در سر راه خود از قبیل گیاهان ، قطعات سنگ و یا عوارض طبیعی دیگر که سبب کاهش سرعت باد در نتیجه متوقف ماندن ذرات ماسه از حرکت می‌شود. این ذرات در اطراف این موانع انباشته شده و بتدریج به مقدار آنها افزوده می‌شود. سرانجام اجتماع این ذرات ماسه‌ای منجر به تشکیل تپه‌های شنی می‌گردد. البته هرچه این موانع بزرگتر باشند امکان اینکه توده‌های ماسه‌ای به صورت تپه‌های بزرگتری در آیند وجود دارد.

حرکت تپه‌های شنی

تپه‌های شنی پس از تشکیل در محل خود ثابت نمی‌مانند، بلکه در جهت وزش باد جابجا می‌شوند. با وزش باد ماسه‌ها در دامنه‌ای که در جهت باد قرار دارد به طرف بالا رانده می‌شوند و پس از رسیدن به قله در دامنه پشتی تپه غلطیده و در آنجا جمع می‌گردند. جابجایی توده‌های ماسه‌ای در شرایط عادی به 10 تا 20 متر در سال می‌رسد.

ارتفاع تپه‌های شنی

ارتفاع تپه‌های شنی متغیر می‌باشد و به ندرت از 20 متر تجاوز می‌کند ولی گاهی از اوقات ارتفاع آنها زیاد شده و به 100 متر نیز می‌رسد. برای مثال ارتفاع تپه‌های شنی شرق کویر لوت گاهی اوقات به بیش از 100 متر نیز می‌رسد.

جنس تپه‌های شنی

جنس تپه‌های شنی اغلب از کوارتز است ولی گاهی گچ ، آهک ، رس ، خاکسترهای آتشفشانی و مواد دیگر ، در آنها دیده می‌شود. وجود این مواد در تپه‌های شنی حاکی از فراوانی آنها در محل است.

انواع تپه‌های شنی

شکل تپه‌های شنی متفاوت است و از این جهت آنها را برحسب شکل و چگونگی تشکیلشان به دسته‌های مختلف تقسیم می‌کنند که مهمترین آنها عبارتند از :

·         برخان (Barchan) :
این دسته از تپه‌های شنی هلالی شکل و ده و دارای دو گوشه تیز می‌باشند که جهت باد را نشان می‌دهند. قسمت کوژ این تپه‌ها در جهت باد و کاو آن در جهت مقابل باد است. برخان در مناطقی که جهت باد همیشه ثابت است تشکیل می‌گردد. این نوع تپه‌ها متحرک بوده و هرچه کوچکتر باشند مقدار جابجایی آنها بیشتر می‌باشد.

·         تپه‌های شنی سهمی شکل (Parabolic) :
این تپه‌ها دارای یک دیواره کم ‌شیب و یک دیواره تقریبا قائم بوده و شکل سهمی و یا به صورت U می‌باشند.

·         سیف (Sief dune) :
سیف به زبان عربی یعنی شمشیر و چون این نوع تپه‌های شنی (دونها) شبیه شمشیر هستند، از این جهت به آنها سیف می‌گویند. این نوع دون‌ها در مناطقی که باد دارای یک جهت اصلی و یک جهت فرعی می‌باشد تشکیل می‌شوند.

 

·         تپه‌های شنی طولی (Longitudinal dune) :
تپه‌های شنی طولی که به آنها دون ریسمانی نیز گفته می‌شود، تپه‌های باریکی هستند که به شکل رشته‌های طویل دیده می‌شوند و طول آنها نیز در امتداد جهت باد قرار گرفته است. طول این تپه‌ها گاهی به 80 تا 100 کیلومتر و ارتفاع آنها به 50 تا 100 متر نیز می‌رسد.

·         تپه‌های شنی عرضی (Transverse dune) :
این نوع تپه‌ها معمولا در نواحی که مقدار ماسه فراوان و جهت باد نیز ثابت است به شکل رشته‌هایی از تپه های شنی که متصل به هم (معمولا از اتصال چند برخان که امتداد آنها عمود بر جهت باد است) تشکیل می‌شوند.

·         تپه‌های شنی درهم (Interfrence dune) :
به تپه‌هایی که به علت تغییر دائمی جهت باد دارای هیچ نوع فرم و شکل شخصی نمی‌باشند اطلاق می‌گردد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 22:3  توسط اکبر ستاری  | 

بند ریگ

 

گزارش تحقيقاتي

ايجاد نخلستان در حاشيه نوار بند ريگ شمال آران و بيدگل

 در فاصله مستقيم هوائي به طول 16 كيلومتر به طرف شمال شهرستان آران و بيدگل تعدادي آبادي و آغل گوسفند بنامهاي چاه تقي ، چاه شيرين، چاه عروس ، چاه خمه ، چاه تلخه ، چاه مهدي ، دوچاهه و غيره وجود دارد كه همگي در حاشيه نوار ريگ بلند (بند ريگ) قراردارند. اين اماكن از طريق جاده هاي جيپ رو از منطقه ابوزيدآباد با احتساب جاده ابوزيدآباد با فاصله زميني حدود 70 كيلومتري از شهرستان آران و بيدگل قراردارند. از خصوصيات اماكن مذكور اين است كه در نوار وسيعي از حاشيه اين ماسه ها ي مرتفع، آب شيرين با EC كمتر از 2000 در عمق كمتر از 2 متر از سطح زمين در دسترس ميباشد . علاوه بر اين روي سطح اين منطقه پوششي از نخلهاي خودرو كه بعضاً بارور هم شده اند وجود دارد . بنظر ميرسد كه بتوان از پتانسيل منطقه جهت ايجاد نخلستان استفاده نمود و در اين رابطه تاكنون پيشنهاداتي به سازمان داده شده و در حد ايجاد يك باغ الگوئي يك هكتاري نيز موافقت حاصل گرديده است. تحقيقاتي در زمينه هاي سازش درختان خرما در اين منطقه از نظر آب و هوائي و اكولوژيكي، انتخاب رقم مناسب، سازگار و مثمر مرغوب و زودبازده، تعيين بافت مورد نياز خاك درخت و مواد آلي و كودهاي ميكرو و ماكرو كه بايد جهت آماده ساختن بستر محل غرس اشجار به كار رود، با توجه به بافت شني درشت( ماسه بادي) موجود در محل ... مورد نياز مبرم ميباشد.

سایت جهاد کشاورزی استان اصفهان

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 16:40  توسط اکبر ستاری  | 

زنگ خطري بزرگ براي كوير نوش آباد

«كوير نه تنها نيستان من و ماست كه نيستان ملت ما است. كوير تاريخي است كه در صورت جغرافيا  ظاهر شده است.»

دكتر علي شريعتي

چند روز پيش بود كه از هياهوي شهر رهسپار كوير نوش آباد شديم. ولي اين بار آن كوير هميشگي نبود! با ساخت سوله هاي صنعتي جهت كوره هاي پخت آجر ديگر از آن سكوت وآرامش  هميشگي خبري نبود!

چندي است فرماندار  وبخشدار مركزي آران وبيدگل اقدام به صادر نمودن مجوز ساخت اين كوره هاي پخت آجر در منطقه نمونه گردشگري كشور(كوير نوش آباد)در كنار مجموعه تاريخي فخرآباد نموده است.

شهر تاريخي نوش آباد يكي از چهار شهر تاريخي كوچك كشور مي باشد.وبر اساس طرح مطالعات راهبردي كه در شهر صورت گرفته، محور توسعه  همه جانبه شهر را ميراث فرهنگي وآثار تاريخي داخل وخارج شهرقرار داده اند.وليكن با اقدامات غير كارشناسانه فرمانداري باعث به هم ريختن بافت طبيعي واز بين رفتن سكوت وآرامش خاص كوير شده است.اين در حالي است كه بدون نظر مسئولين ميراث فرهنگي ومحيط زيست به اين اقدام دست زده  شده است.

با احداث سوله هاي صنعتي ،آثار ثبتي همچون قلاع شجاع آباد،بقعه فيض آباد،محوطه تاريخي فيض آباد،تپه تاريخي مرزن آباد ونيز رشته قنات هاي بجا مانده از دوران گذشته در معرض خطر قرار مي گيرند. برداشت بي رويه خاك منطقه با اعماق زيادو نابود كردن منابع طبيعي ومشكلات زيست محيطي بخش ديگري از عوارض موجود خواهد بود. بديهي است اين جريان  مي تواند شروع يك فرايند تخريبي باشد و چه بسا در صورت عدم به موقع  تجديد نظر در اين تصميم غير كارشناسانه عواقب بيشتري در انتظار باشد.

http://kavir2010.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 11:29  توسط اکبر ستاری  | 

نقش فضاي سبز و اهميت آن در زندگي

فواید فضای سبز

  1.  جذب پرتوها: دو دسته از پرتوهاي خورشيدي تاثيرات چشمگيري بر بدن انسان و ساير جانداران باقي مي گذارند. يکي از آنها پرتومادون قرمز و ديگري پرتو ماورا» بنفش است. احساس آرامشي را که انسان در سايه، به ويژه در سايه يک درخت احساس مي کند تا حدي مربوط مي شود به جذب پرتوهاي مادون قرمز خورشيد توسط درخت(ناگفته نماند که پرتوهاي مادون قرمز با طول موج بلند خود خاصيت گرمازايي دارند) و مقداري نيز به دليل جذب پرتوهاي ماورا» بنفش صورت مي گيرد. امروزه تاثيرات پرتو ماورا» بنفش بربافت سلولي گياهان و جانوران و همچنين خاصيت گندزدايي آن به خوبي روشن شده است بنابراين نقش درختان در حمايت از انسان و ساير جانداران در برابر آفتاب سوزان به خوبي روشن مي شود.
  2. جذب گرد و غبار: درختان به سبب پراکندگي شاخ و برگ خود بر تمام زوايا و سطوح، همچون يک گردگير عمل مي کنند. اگر درخت را به دقت نظاره کنيم مي توانيم تنه آن را به جاي دسته و شاخ و برگ آن را به جاي پرهاي روي يک گردگير معمولي که در خانه بکار گرفته مي شود، تصور کنيم. با اين ويژگي، درختاني که در خاک ثابت مانده اند به منزله يک گردگير کاشته شده در زمين نقش خود را ايفا مي کنند. طي بررسي هاي بعمل آمده يک هکتار از فضاي سبز که حدودا 200 درخت در آن کاشته شده باشد تا 68 تن از گرد و غبار را در هر بارندگي در خود جذب مي کند. کاملا واضح است که با وجود چنين درختاني زدودن 68 تن گرد وغبار، رايگان خواهد شد، در صورتيکه بدون اين درختان بايد هزينه بسياري را براي اين کار اختصاص داد.
  3. توليد اکسيژن: هواي مورد نياز انسان در روز حدود15 کيلوگرم است. درحالي که جذب غذاي مورد احتياج وي به آب 1/5 کيلوگرم و غذا 2/5 کيلوگرم مي باشد. از اين مقدار هواي سالم که به بدن انسان وارد مي شود 78 درصد آن را نيتروژن و 21 درصد آن را اکسيژن تشکيل مي دهد. گازهاي ديگر مانند گاز کربنيک، نئون و هليوم به همراه اکسيدهاي ازت و گوگرد مقدار بسيار ناچيزي از وزن هوا را تشکيل مي دهند. مثلا گاز کربنيک % 03 گاز کربنيک سريعا به مرگ انسان منتهي مي شود. تاکيد مي شود که مقدار زيادي از اکسيژن آزاد شده در طبيعت از طريق فضاي سبز توليد مي گردد. حال اگر درخت و فضاي سبزي وجود نداشته باشد مشکل انسان در رابطه با وجود گازکربنيک در هوا و کمبود اکسيژن به خوبي نمايان مي شود. علف ها و چمنزارها اگر چيده و کوتاه نشوند سطح سبز زيادي را به وجود مي آورند مثلا يک مترمربع چمن چيده(بريده) شده به ارتفاع 5-3 سانتيمتر داراي 6 تا10 مترمربع سطح سبز مي باشد. در صورتي که همين چمن در حالت کوتاه نشده در هر مترمربع داراي 200 مترمربع سطح سبز است. براساس اين محاسبه تنها 1/5 مترمربع چمن کوتاه نشده مي تواند به اندازه يک انسان در يک سال اکسيژن توليد کند. 
  4.  توليد فيتونسيد: بررسي هاي دانشمندان علم محيط زيست نشان مي دهد که درختاني مانند گردو، کاج، نراد، بلوط، فندق، سروکوهي، اکاليپتوس، بيد، افرا، زبان گنجشک و داغداغان از خود ماده اي به نام فيتونسيد در فضا رها مي سازند که براي بسياري از باکتري ها و قارچ هاي تک سلولي و برخي از حشرات ريز اثر کشندگي دارد. در عين حال توليد چنين موادي توسط درختان برروي انسان اثر فرح بخشي دارد. دليل اين امر را دانشمندان چنين بيان مي کنند: مغز انسان از دو نيمکره چپ و راست تشکيل شده است. نيمکره راست در تنظيم احساس غريزي و طبيعي انسان مانند احساس محبت، خواب و نيازهاي ديگر طبيعي نقش دارد. در حالي که نيمکره چپ کار به نظم کشيدن کارهاي مکانيکي انسان مانند تنظيم وقت و سروقت حاضر بودن را بعهده دارد. انسان شهرنشين به دليل درگيري در کارهاي روزمره و شرايط محيط زيست شهري به مراتب کار بيشتري از نيمکره چپ خود مي کشد که ايت امر موجب اختلال بين دو نيمکره مغز و در نتيجه عملکرد طبيعي مغز انسان مي گردد. دانشمندان پي برده اند که درختان به سبب رهاسازي مواد شبيه فيتونسيد مي توانند تعادل بين دو نيمکره مغز را به خوبي برقرار ساخته و حالت طبيعي و آرام بخشي را به انسان ارزاني دارند. بنابراين نقش آرامبخشي درختان و فضاي سبز به خوبي نمايان مي گردد. 
  5.  تعديل آب و هوا: درختان با تعريق و تعرق خود نقش حساسي در کاهش دماي ميکروکليما و افزايش رطوبت نسبي هوا ايفا مي کنند. دماي يک هکتار فضاي سبز در مرداد ماه تا 4/5 درجه کمتر از فضاي مجاور خالي از درخت است. و به همين نحو رطوبت نسبي درون يک فضاي سبز تا 11 درصد بيش از محيط خارج اندازه گيري شده است. با تعديل دو پارامتر ياد شده، فضاي سبز، ميکروکليمايي به وجود مي آورد که آسايش فيزيکي مناسبي براي زيست انسان در پي دارد.
    6) کاهش آلودگي صدا: درحالي که آلودگي هواي تهران يا آلودگي جوي هاي سياه رنگ و گنديده قابل رويت مي باشد، بسياري از شهروندان تهراني جنجال هياهوي اطراف خود را آگاهانه يا ناخودآگاهانه ناديده گرفته و آن را جزئي تفکيک ناپذير از زندگي شهري مي دانند. صداي گوش خراش فروشندگان دوره گرد با بلندگو، موتورسواران با سروصدا در هر ساعت از روز، اتومبيل ها با اگزوز ناقص و بوق زدن هاي بي مورد، مته هاي مختلف جهت کندن و لوله گذاري و با آسفالت خيابان ها، صداي بلندگوهاي گوناگون، فضاي شهررا با آلودگي صوتي، آلوده مي سازند. بايد توجه کرد که عادت به نوعي آلودگي دليل بر مصونيت در مقابل آن نيست بلکه عادت به معناي کاهلي و هرچه بيشتر مستهلک شدن و غرق شدن در آلودگي است. اخطاريه اتحاديه پزشکان مبني بر آلودگي صوتي را بايد جدي تلقي کرد. هرصداي نا خواسته اي که به گوش انسان برسد آلودگي صوتي محسوب مي شود و حتي صداي موسيقي ملايمي که به طور ناخواسته از خانه همسايه به گوش برسد آلودگي صوتي به حساب مي آيد زيرا خود مخل آسايش فرد است. عکس العمل انسان در برابر صدا بستگي به عوامل ذهني مثل شدت صدا، فرکانس صدا و به عوامل عيني مانند مقبوليت يا عدم مقبوليت فرستنده صدا دارد. صداهاي ملايم عکس العمل هاي خاصي را در انسان پديد مي آورد هنگامي که شدت صدا به 70 يا 80 دسي بل مي رسد تاثيرات سر وصدا مي تواند ايجاد کري موقتي يا دائمي کند و آن در حالي است که سلول هاي گيرنده گوش به طور شديدي در معرض صدا قرار گيرند. اين تاثيرات بر انسان به طور مستقيم صورت مي گيرد. تاثيرات غيرمستقيم صداي ناخواسته بر انسان غير قابل لمس است. بي خوابي، پاره شدن افکار، کم حوصلگي، عصبي بودن، بروز بيماري هاي رواني، از عوارض صداهاي ناخواسته است. سبک شدن خواب، کاهش زمان خواب عميق که جز» آلودگي هاي ناخودآگاه هستند. کاهش مدت رويا، پريدن از خواب بر اثر صداهاي ناهنجار که آلودگي آگاه شمرده مي شوند. واکنش هاي فوق به وسيله آلودگي صوتي معادل 50-40 دسيبل ايجاد مي شود و حاصل اين واکنش ها بدون ترديد، کاهش بازده قدرت فکري و جسمي را در پي دارد.
    رابطه بين سروصدا و سرطان
    براساس تازه ترين مطالعات انجام شده توسط پژوهشگران فرانسوي، بين سر و صدا و بيماري سرطان در انسان رابطه اي نزديک وجود دارد. اين مطالعات جديد و نتايج حاصل از آن در آخرين شماره مجله فرانسوي(پاري ماچ) درج شده است. در آنجا آمده است: سروصداي شديد و تکرار آن باعث تضعيف عمومي مصونيت بدن انسان و در نتيجه تضعيف مقاومت وي در مقابل بيماري هاي خطرناک مي شود. بر اساس اين مطالعات، سروصداي زياد بر ساختار هورمون هاي بدن انسان تاثير منفي مي گذارد و باعث اخلال در کار آنها و سپس سرطان هورمون مي شود.
     نقش گياهان در کاهش آلودگي صدا
    امروزه دانشمندان ثابت کرده اند که درختان و درختچه هاي مي توانند در کاهش آلودگي صدا موثر باشند اگرچه خود صدا ممکن است رشد گياه را به مخاطره مي اندازد. کاهش رشدي در حدود41 %دريک مزرعه توتون که در معرض صداي شديد قرار گرفته، ديده شده است. به هر حال کيفيت کاهش صدا در درختان و درختچه هاي مختلف برحسب اندازه برگ، تراکم شاخ و برگ، نوع و بلندي درخت تفاوت دارد. با آزمايش هايي که به عمل آمده ديده شده که درختان و فضاي سبزي که درحاشيه خيابان ها ايجاد شده است اثرکاهندگي بيشتري نسبت به ديوارهاي صداگيرپيش ساخته و مصالح ساختماني دارند. با اين حساب نقش فضاي سبز در کاهش آلودگي صوتي و کاهش هزينه هاي ساختماني(دوجداره شدن پنجره ها و ديوارهاي بلند) و زيبايي شهر کاملا مشخص مي شود.
    http://www.ebtekarnews.com/ebtekar/News.aspx?NID=19700
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 8:35  توسط اکبر ستاری  | 

چه کسی مسئول است؟

تخریب پوشش گیاهی درختان حاشیۀ شهر(کنار دشت های حسین آباد،حسن آباد و....)که از سال قبل به شکل محسوسی شدت گرفته است،همچنان ادامه دارد.نابودی درختان این ناحیه فقط یک نوع از آسیب رسانی به طبیعت این بخش است. به گونه ای که اگر کسی برای نخستین بار هم به این منطقه آمده باشد این واقعۀ ناخوشایند را به خوبی حس می کند وما که هر هفته در میان این درختان قدم میزنیم ،بیشتر. فزونی گرفتن این امرکه با عدم نظارت و حراست جنگلبانی همراه شده، باعث می شود تا شایعاتی را که در مورد تمایل برخی نهادها و ارگان ها برای از بین رفتن درختان و تغییرکاربری اراضی به گوش می رسد،باور کنیم.امیدوارم مسولین یا کسانی که در این مورد احساس مسئولیت می کنند برای رفع نگرانی ها اقدامی بکند.البته اگر نگرانی هایی باشد!!!!!!!!

به عکس ها نگاه کنید: حتی درختان به نظر سالم هم دچار شکستگی و.... شده اند.

http://www.library51.blogfa.com/post-212.aspx

دوستان عزیز :همانطور که میدانید در زمان شاه برای جلوگیری از حرکت شنهای روان درختچه های گز غرس گردید و اکنون اگر سازمانی دولتی بخواهد از بخشی از این اراضی استفاده ی دیگری بنماید حتما مجوزهای لازم را میگیرد و نیازی به این اعمال ندارد.فقط باید مواظب زمینخواران بود و یا نابخردانی که احشام را چرا میدهند و یا هیزم برای تنور میبرند و یا برای چای پیک نیک آتشی می افروزند .توجه شما عزیزان قابل تقدیر است و امیدوارم بالاخره مچ خاطیان را بگیرید.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 8:57  توسط اکبر ستاری  | 

بخشی از وظایف شورای شهر

  • 18ـ نظارت بر امور بهداشت حوزه شهر.
  • 19ـ نظارت بر امور تماشاخانه‌ها، سینماها، و دیگر اماكن عمومی، كه توسط بخش خصوصی، تعاونی و یا دولتی اداره می‌شود با وضع و تدوین مقررات خاص برای حسن ترتیب، نظارت و بهداشت این قبیل مؤسسات بر طبق پیشنهاد شهرداری و اتخاذ تدابیر احتیاطی جهت جلوگیری از خطر آتش‌سوزی و مانند آن.
  • 20ـ تصویب مقررات لازم جهت اراضی غیرمحصور شهری از نظر بهداشت و آسایش عمومی و عمران و زیبایی شهر.
  • 21ـ نظارت بر ایجاد گورستان، غسالخانه و تهیه وسایل حمل اموات مطابق با اصول بهداشت و توسعه شهر.
  • 22ـ وضع مقررات و نظارت بر حفر مجاری و مسیرهای تأسیسات شهری.
  • 23ـ نظارت بر اجرای طرحهای مربوط به ایجاد و توسعه معابر، خیابانها، میادین و فضاهای سبز و تأسیسات عمومی شهر بر طبق مقررات موضوعه.
  • + نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 10:2  توسط اکبر ستاری  | 

    گورستان‌ها كجا باشند؟

    گورستان‌ها كجا باشند؟
    عوامل موثر در مكان‌يابي گورستان به دو دسته ی دسترسي به گورستان و مكان فيزيكي آن تقسيم مي‌شود.
    در مكان‌يابي گورستان عناصر آب و هوايي، خاك، جهت باد و آب‌هاي زيرزميني و سطحي نقش مهمي دارند. به‌عنوان مثال در شمال كشور به دليل رطوبت بالاي موجود در هوا، فعل و انفعال‌هاي شيميايي ديرتر روي جسد انجام مي‌شود و در نتيجه تجزيه‌پذيري آن كمتر است. مهم‌ترين عامل در مكان‌يابي گورستان بررسي خاك‌شناسي است تا مشخص شود ماندگاري جسد در آن خاك به چه صورتي است.

     خاك‌هايي كه به شدت جاذب آب هستند و خاك‌هايي كه نفوذپذيري اندكي دارند باعث باقي‌ماندن جسد به مدت طولاني‌تري مي‌شوند.
    علاوه بر نفوذپذيري مناسب خاك، گورستان‌ها بايد مقاومت لازم را در مقابل فرسايش عوامل طبيعي مانند باد و باران و پديده‌هاي طبيعي ديگر مانند نشست، لغزش، ريزش، رانش زمين و غيره داشته باشند.
    شيب در گورستان‌ها بايد به گونه‌اي باشد كه باعث تخليه سريع آب‌هاي سطحي شود و آب‌هاي ناشي از بارندگي را در خود نگه ندارد تا تجزيه اجساد با مشكل مواجه نشود. همچنين شيب نبايد به‌قدري زياد باشد كه دفن اجساد را مشكل کند. بهتر است گورستان‌ها در نقاط پايين‌دست زيستگاه‌هاي انساني مكان‌يابي شوند تا باعث انتقال آلودگي به آنها نشود.
    جهت باد غالب در مكان‌يابي گورستان‌ها مهم است. گورستان نبايد در جهت باد‌هاي شديد مكان‌يابي شود، چون باعث انتقال آلودگي‌ها به سكونتگاه‌هاي زيستي مي‌شود.
    يكي ديگر از عواملي كه در مكان‌يابي گورستان بايد ديده شود توجه به منطقه‌بندي كاربري‌هاي پيرامون گورستان است تا اختلالي در روند فعاليت‌هاي آن مكان ايجاد نكند. بهتر است نزديك گورستان، كاربري‌هاي فرهنگي مستقر شود يا اگر گورستان داخل بافت مسكوني قرار دارد با حريم سبزي از بافت‌هاي مسكوني اطراف جدا شود تا كمترين عوارض را براي ساكنان این بافت ها به همراه داشته باشد.

    امروزه بیشتر گورستان‌ها از زندگي شهري حذف شده یا به خارج از شهر منتقل شده اند. وجود گورستان در شهر باعث ايجاد مسائل متعددي از جمله مشكلات بهداشتي، اجتماعي، اقتصادي و امنيتي مي‌شود. از لحاظ ترافيكي هم با خروج گورستان‌ها ازشهر، ديگر مانند آخر هفته ها، ازدحام و راه‌بندان در خيابان‌هاي اطراف گورستان‌های داخل شهر وجود نخواهد داشت. باید به این نکته توجه اکید داشت که آلودگي گورستان‌ها كمتر از بيمارستان‌ها نيست و مشكل بهداشتي گورستان‌ها را همانند بيمارستان‌ها مي‌توان با استفاده از فناوري‌هاي جديد برطرف كرد. اکنون بیمارستانها را در خارج از شهرها می سازند. وضعيت كنوني شهرهاي ايران شرايط لازم را براي وجود گورستانهای داخل شهر (غالباٌ) ندارند.

    + نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 13:30  توسط اکبر ستاری  | 

    حادثه اتمی چرنوبیل

    حادثه اتمی چرنوبیل بدترین حادثه اتمی غیرنظامی تاریخ جهان است که در رآکتور شماره ۴ نیروگاه چرنوبیل اکراین در ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ اتفاق افتاد. این راکتور از رآکتورهای RBMK بود.

    حادثه

    در ۲۵ و ۲۶ آوریل متصدیان راکتور برای انجام آزمایشی سیستم ایمنی راکتور را غیر فعال کردند (کندکننده‌های نوترون را از آن خارج کردند).

    نتیجه آن راکتوری بدون کندکننده مناسب و از کنترل خارج شدن آن بود. بدون توانایی در کنترل رآکتور، دمای آن به حدی رسید که بیشتر از حرارت خروجی طرح ریزی شده بود.

     انفجار اولیه

    در ۱:۲۴ صبح یک انفجار اولیه پوشش ۱۰۰۰ تنی بالای رآکتور را بلند و راه را برای خروج مقدار زیادی بخار آب داغ هموار کرد. و این مقدمه‌ای بود بر انفجار دوم ناشی از هیدروژن ، که ممکن است حاصل ترکیب بخار آب لوله‌های پاره شده و زیرکونیوم و یا حتی گرافیت هسته رآکتور بوده باشد.

     انفجار دوم

    انفجار دوم سقف رآکتوررا پاره کرد و ۲۵ درصد از تأسیسات هسته رآکتور را از بین برد. گرافیت (کندکننده) سوزان و مواد داغ هسته که در اثر انفجار بیرون ریخته بود، باعث ایجاد حدود ۳۰ آتش سوزی جدید شد، واین شامل سقف قیر اندود و قابل اشتعال واحد ۳ نیز می‌شد که مجاور واحد ۴ واقع شده بود.

     عواقب ناشی از انتشار مواد رادیو اکتیو

    تعداد زیادی از کارکنان تأسیسات در عرض چند ساعت نشانه‌های دریافت تشعشع رادیو اکتیو را نشان دادند.

    ویکی پدیا


    حادثه چرنوبيل روز بيست وششم آوريل سال 1986 ميلادي در «پريپات » رخ داد، منطقه اي كه اكنون در مرز اوكراين و بلاروس واقع است ؛ اما در زمان وقوع حادثه ، بخشي از شوروي سابق به شمار مي رفت . رآكتور شماره چهار نيروگاه به هنگام انجام آزمايش منفجر شد و مقادير زيادي از مواد راديواكتيو را در فضا پخش كرد.

    آلودگي حتي به بخش هاي غربي اروپا هم رسيد. كشورهاي غرب بالكان ، فنلاند، سوئد، بلغارستان ، نروژ، روماني ، آلمان ، اتريش و لهستان وجود مواد راديواكتيو را در مرزهاي خود تاييد كردند و در كل حدود 40 درصد از قاره اروپا تحت تاثير اين مواد قرار گرفت . در بسياري از كشورهاي اروپايي ، قوانين محدودكننده غذايي هنوز هم اجرا مي شود.
        در زمان وقوع اين حادثه ، حدود 7 ميليون نفر از جمله سه ميليون كودك در منطقه اي كه با آلودگي شديد مواجه شد ساكن بودند. ساكناني كه در روزهاي پس از وقوع فاجعه چرنوبيل در آن منطقه از مواد غذايي آلوده استفاده كردند، با تراكم ميزان بسيار بالايي از يد در غده تيروئيد مواجه شدند و اين امر بخصوص در مورد كودكاني كه از شير گاوهاي محلي تغذيه كرده بودند صدق مي كرد، زيرا گاوها هم از علوفه آلوده استفاده كرده بودند.
        اين مساله باعث شد كه ميزان بروز سرطان تيروئيد در كودكان ساكن در آن مناطق بسيار بالا برود.

    اطلاعات جديد حاكي از آن است كه تاكنون 153 هزار مورد مرگ بر اثر فاجعه چرنوبيل اتفاق افتاده و احتمال افزايش قربانيان آن به علت سرطان هاي ناشي از اشعه نيز بسيار زياد است . براساس گزارش صلح سبز، آلودگي ناشي از حادثه چرنوبيل ، اثري بسيار گسترده تر از آلودگي هسته اي ناشي از بمباران هيروشيما و ناكازاكي داشته است و به همين جهت صلح سبز خواهان بررسي علت وجود اين اختلاف زياد ميان آمار شده است .

    http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1045418

    + نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 7:50  توسط اکبر ستاری  | 

    کمربندی آران و بیدگل

    اندر سود و زیان کمربندی آران و بیدگل

    الف : سودها

    1. کمربندی کاشان دیگر کمربندی نیست و یکی از خیابانهای شهر است و خود روهای عبوری جان شهروندان را تهدید مینمایند و ترافیک شهری را سنگین مینمایند کمربندی کاشان باعث به وجود آمدن اختلاف بین شهرداری و راه و ترابری شده است. .پس کمربندی آران و بیدگل بسیاری از مشکلات کاشان را مرتفع مینماید.
    2. کمربندی آران و بیدگل شهرهای  آران و بیدگل و نوش آباد و سفیدشهر را از بن بست بودن خارج میسازد .
    3. کمربندی آران و بیدگل گامیست در جهت ارتباط جاده ای استان اصفهان با استان سمنان و کوتاه شدن مسیر به سمت شمال کشور.
    4. کمربندی آران و بیدگل رفتن به دریاچه ی نمک و مرنجاب و اراضی کشاورزی و کارخانه ی فولاد را تسهیل مینماید و از ترافیک درون شهرها میکاهد.
    5. کمربندی آران و بیدگل آمار گردشگران شهرستان را بالا میبرد .
    6. کشاورزان میتوانند محصولاتشان را مستقیماْ در پارکینگ ها به خودروهای عبوری عرضه نمایند .
    7. عده ای با احداث فروشگاه و رستوران و تعمیرگاه شاغل میشوند.

    ب: زیانها

    1. کمربندی آران و بیدگل سکوت و آرامش را از کویر میگیرد.شبها شهروندان حاشیه ی شهر با زوزه ها و بوقهای خودروهای سنگین بدخواب میشوند.
    2. خود روهای عبوری مبادرت به تخلیه ی روغن نموده و زباله هایشان را از پنجره به بیرون پرتاب میکنند و کویر را آلوده می کنند.
    3. مسافرین از خود روها پیاده شده و به داخل  اراضی کشاورزی میروند و به آنها آسیب میرسانند ، زمینهای تازه کشت شده را لگدمال میکنند و محصولات را سرقت میکنند و کشاورزان را اذیت میکنند .
    4. آمار سرقت و اعمال خلاف افزایش می یابد .

     

    + نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 8:18  توسط اکبر ستاری  | 

    کمربندی

     

    تكميل كمربندي آران و بيدگل 150 ميليارد ريال اعتبار نياز دارد

    كاشان - خبرنگار اطلاعات: 15 ميليارد تومان اعتبار براي اتمام پروژه كمربندي شهرستان آران و بيدگل نياز است.

    علي فلاح، رئيس اداره راه و ترابري كاشان و آران و بيدگل گفت: تاكنون براي ساخت اين كمربندي بيش از 3 ميليارد تومان هزينه شده است.

    وي با اشاره به اين كه اين كمربندي44 ‌ كيلومتر طول دارد، افزود: براي تكميل آن 15 ميليارد تومان ديگر بودجه نياز است.

    وي تصريح كرد: باتوجه به وسعت بسيار زياد شهرستان‌هاي كاشان و آران و بيدگل و تعداد پروژه‌هاي در دست اقدام ميزان اعتبارات فعلي كافي نيست و لازم است در سفرهاي بعدي رئيس‌جمهوري به استان اصفهان مسئولان وزارت راه و ترابري اعتبارهاي بيشتري براي تكميل اين پروژه‌ها اختصاص دهند.

    منبع


    هيأت وزيران با تخصيص 851 ميليارد ريال اعتبار براي تكميل و راه‌اندازي پروژه‌هاي بخش حمل‌ونقل و شبكه جاده و ريل استان اصفهان موافقت كرد.
    هيأت وزيران در جلسه مورخ 6/3/1386 كه در مركز استان اصفهان تشكيل شد، موافقت كرد:
    ....1386 -احداث كمربندي آران و بيدگل براساس توافق با استان.16 – مطالعه مسير اتصال محورهاي آران - بيدگل - گرمسار، بادرود گرمسار و زواره - گرمسار در سال 1386 در محدوده مناطق تحت حفاظت سازمان حفاظت محيط‌زيست و پيش‌بيني اعتبار مورد نياز در لا‌يحه بودجه سال 1387 پس از طي مراحل قانوني موضوع آيين‌نامه اجرايي ماده 32 قانون برنامه چهارم توسعه....

    منبع


    فرماندار شهرستان آران و بيدگل، اجراي هرچه سريعتر مصوبات سفر رياست جمهوري و هيات همراه به اين شهرستان را خواستار شد.
    محمد فيروزي پور که در جمع مسوولان ادارات ونهادهاي اين شهرستان سخن مي گفت افزود: رييس جمهوري نيز با اجراي بيش از 11 طرح ويژه در شهرستان آران و بيدگل موافقت کرده است.
    وي تکميل زيرساخت هاي شهرک هاي صنعتي آران و بيدگل، تجهيز دانشگاه پيام نور، کمک به راه اندازي واحدهاي دانشگاهي پيام نور در نوش آباد، احداث دو سالن ورزشي توسط سازمان تربيت بدني، تصويب درياچه نمک و کوير مرنجاب به عنوان منطقه نمونه گردشگري و احداث کمربندي آران و بيدگل بر اساس توافق با استان اصفهان را از جمله اين مصوبات ذکر کرد و افزود: مطالعه مسير اتصال محورهاي آران و بيدگل - بادرود و زواره به گرمسار و تامين اعتبار آن در سال 87 ، مطالعه و ساماندهي و تعيين حريم سايت منطقه ويگل در سال 87، احداث کمپينگ اقامتي و گردشگري در شهرستان، نمازخانه و سرويس بهداشتي در مسيرهاي گردشگري و احداث هشت واحد مسکوني پزشکان در آران و بيدگل از ديگر مصوبات سفر رييس جمهوري و هيات همراه به اين شهرستان است.
    شهرستان آران و بيدگل با 93 هزار نفر جمعيت در شمال استان اصفهان واقع شده است..

    منبع


     تهران (هراز)،مطالعه و اجرای کنارگذر شهر رشت و اتصال به آزادراه قزوین-رشت-انزلی،احداث کمربندی آران و بیدگل، کمک به احداث و بهسازی خروجی‌ها و ورودی‌های شهر شیراز و کمک به احداث و بهسازی ورودی شهر یاسوج از محل تبصره 13 قانون بودجه، 204 میلیارد ریال افزایش یافت.

    منبع


    در سال 85 همواره زمزمه حضور رییس جمهور در استان اصفهان و شهرستان آران و بیدگل به گوش می رسید. اما هنگامی که ایشان در 25 اسفند بیست و پنجمین سفر استانی خویش را به مقصد استان یزد آغاز کرد مردم استان اصفهان به استقبال بهار رفتند.بی تردید پیگیری اموری مانند احداث جاده کمربندی آران و بیدگل، اتصال شهرستان به گرمسار و کمک برای احداث دانشگاه آزاد از جمله در خواست های  مردم آران و بیدگل در هنگام سفر ریاست جمهوری در سال 86 خواهد بود.

    http://hamandish4u.blogfa.com/8601.aspx


    + نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 10:49  توسط اکبر ستاری  | 

    روش مكانیزه ی تصفیه نمك

    تولید نمك خوراكی در ایران

    به‌ رغم توجه بسیاری از كشورها به این ماده ی حیاتی در طول تاریخ، كه گاهی منجر به بروز جنگ بین آنها می ‌شد، قبلا در كشور ما توجه اندكی به این عنصر مهم حیاتی شده است.

    قبل از احداث كارخانه‌های تصفیه ی نمك، نمك خوراكی در كارگاه‌های سنتی به این شکل تولید می ‌شد كه به سنگ نمك استخراج شده از معدن، پس از آسیاب شدن و سرند كردن، یُد اضافه گشته و در كیسه‌های نایلونی زرد رنگ روانه ی بازار مصرف می ‌شد.

    این نوع نمك، به علت آنكه هیچ گونه عمل تصفیه ‌ای روی آن انجام نمی ‌گیرد، غیر استاندارد بوده و مصرف خوراكی آن در درازمدت عوارض نامطلوبی ایجاد می ‌نماید و بایستی از مصرف آن جدا خودداری شود.

    روش مكانیزه ی تصفیه نمك

    روش تولید در كارخانه‌های تصفیه ی نمك شامل مراحل زیر است:

    1- آسیاب كردن سنگ نمك (یا استفاده ی مستقیم از نمك تبخیری) و انحلال آن در آب خالص و تهیه ی محلول اشباع آب ‌نمك.

     2- اضافه كردن مواد شیمیایی برای رسوب كامل كلسیم و منیزیم و خارج نمودن مواد نامحلول.

    3- عبور محلول آب نمك از فیلترهای شنی برای حذف ذرات ریزتر از 30میكرون.

    4- تبخیر محلول اشباع نمك و تولید بلورهای (كریستال‌ها) خالص نمك و جداسازی آنها توسط سانتریفوژ.

    5- شست ‌وشوی نهایی بلورهای نمك در سانتریفوژ و اضافه كردن یُد به آن.

    6-  خشك كردن كریستال‌های نمك در خشك كن با استفاده از هوای گرم و انتقال نمك به سیلوهای ذخیره.

     7- بسته ‌بندی نمك با دستگاه‌های تمام اتوماتیك.

    همان‌گونه كه دیده می ‌شود در این روش علاوه بر افزایش میزان خلوص تا حداقل 5/99درصد، تمام ناخالصی‌های محلول و نامحلول نمک حذف می شوند و نیز به علت دمای بالای مورد استفاده، آلودگی‌های میكروبی(كه در صنایع غذایی از اهمیت بالایی برخوردار است) از بین می ‌روند.

     

    + نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 12:55  توسط اکبر ستاری  | 

    مرنجاب

    + نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 10:49  توسط اکبر ستاری  | 

    و به پشت بامها رفتند و گستردند و طاق باز دراز كشيدند.

    در كوير به مرز عالم ديگر نزديكيم - دکتر علی شریعتی

    آن چه در كوير مي‌رويد، گز و تاق است. اين درختان بي‌باك صبور و قهرمان كه علي‌رغم كوير، بي‌نياز از آب و خاك و بي‌چشم داشت نوازشي و ستايشي، از سينه خشك و سوخته كوير به آتش سر مي‌كشند و مي‌ايستند و مي‌مانند؛ هر يك رب النوعي! بي‌هراس، مغرور، تنها و غريب. گويي سفيران عالم ديگرند كه در كوير ظاهر مي‌شوند اين درختان شجاعي كه در جهنم مي‌رويند. اما اينان برگ و باري ندارند، گلي نمي‌افشاند، ثمري نمي‌توانند داد، شور جوانه‌زدن و شوق شكوفه بستن و اميد شكفتن، در نهاد ساقه‌شان يا شاخه‌شان، مي‌خشكد، مي‌سوزد و در پايان به جرم گستاخي در برابر كوير، از ريشه‌شان بر مي‌كنند و در تنورشان مي‌افكنند و ... اين سرنوشت مقدر آنهاست.

    بيد را در لبه استخري، كناره جوي آب قناتي، در كوير مي‌توان با زحمت نگاهداشت. سايه‌اش سرد و زندگي بخش است. درخت عزيزي است اما همواره بر خود مي‌لرزد. در شهرها و آباديها نيز بيمناك است، كه هول كوير در مغز استخوانش خانه كرده است.

    اما آن چه در كوير زيبا مي‌رويد، خيال است! اين تنها درختي است كه در كوير خوب زندگي مي‌كند، مي‌بالد و گل مي‌افشاند و گلهاي خيال! گلهايي همچون قاصدك، آبي و سبز و كبود و عسلي ... هر يك به رنگ آفريدگارش، به رنگ انسان خيال پرداز و نيز به رنگ آن چه قاصدك به سويش پر مي‌كشد و برويش مي‌نشيند. خيال، اين تنها پرنده نامرئي كه آزاد و رها همه جا در كوير جولان دارد، سايه پروازش تنها سايه‌اي است كه بر كوير مي‌افتد و صداي سايش بالهايش تنها سخني است كه سكوت ابدي كوير را نشان مي‌دهد و آن را ساكت‌تر مي‌نمايد. آري، اين سكوت مرموز و هراس آميز كوير است كه در سايش بالهاي اين پرنده شاعر، سخن مي‌گويد.

    كوير انتهاي زمين است؛ پايان سرزمين حيات است. در كوير گويي به مرز عالم ديگر نزديكم و از آنست كه ماوراء الطبيعه را ـ كه همواره فلسفه از آن سخن مي‌گويد و مذهب بدان مي‌خواند ـ در كوير به چشم مي‌توان ديد، مي‌توان احساس كرد و از آن است كه پيامبران همه از اينجا برخاسته‌اند و به سوي شهرها و آباديها آمده‌اند. «در كوير خدا حضور دارد!» اين شهادت را يك نويسنده روماني داده است كه براي شناختن محمد(ص) و ديدن صحرايي كه آواز پر جبرئيل همواره در زير غرفه بلند آسمانش به گوش مي‌رسد و حتي درختش، غارش كوهش، هر صخره سنگش و سنگريزه‌اش آيات وحي را بر لب دارد و ربان گوياي خدا مي‌شود، به صحراي عربستان آمده است و عطر الهام را در فضاي اسرار آميز آن استشمام كرده است.

    در كوير بيرون از ديوار خانه، پشت حصار ده، ديگر هيچ نيست. صحراي بيكرانه عدم است. خوابگاه مرگ وجولانگاه هول، راه، تنها به سوي آسمان باز است. آسمان! كشور سبز آرزوها، چشمه مواج و زلال نوازشها، اميدها و ... انتظار! انتظار!... سرزمين آزادي، نجات، جايگاه بودن و زيستن، آغوش خوشبختي، نزهتگه ارواح پاك، فرشتگان معصوم، ميعادگاه انسانهاي خوب؛ از آن پس كه از اين زنداني خاكي و زندگي رنج و بند و شكنجه‌گاه و درد، با دستهاي مهربان مرگ، نجات يابند!

    ...كوير، اين هيچستان پر اسراري كه در آن، دنيا و آخرت، روي در روي هم‌اند. دوزخ زمينش، و بهشت آسمانش. و مردمي در برزخ اين دو، پوست بر اندام خشكيده، بريان؛ پيشاني هماره پرچين؛ لبها هميشه چنان كه گويي مرد مي‌گريد يا دلش از حسرتي تلخ يا از منظره‌اي دلخراش مي‌سوزد؛ ابرواني كه چشمها را در دو بازويشان مي‌فشرند و پناهشان مي‌كنند و پلكهايي كه همواره از ترس، خود را از دو سو به هم مي‌خوانند و بر روي چشمها مي‌افكنند تا پنهانشان كنند. و چشمها كه همواره گويي مشت مي‌خورند و به درون رانده مي‌شوند و نگاههاي ذليلي كه اين چشمهاي بي‌رمق و به گود افتاده كتمانشان مي‌كنند و... اينها همه كار آن خورشيد جهنمي كوير! كه در كوير نگاه كردن دشوار است و بايد چشمها را با دست سايه كرد تا كوير نبيند. كه در كوير سايه را مي‌پرستند و نه آفتاب را، شب را مي‌خواهند و نه روز را، نه پرتو عنايت بزرگان، كه سايه‌شان را و نه نور خدا…

    شب كوير، اين موجود زيبا و آسماني كه مردم شهر نمي‌شناسند. آنچه مي‌شناسند شب ديگري است، شبي است كه از بامداد آغاز مي‌شود. شب كوير به وصف نمي‌آيد. آرامش شب كه بي‌درنگ با غروب فرا مي‌رسد ـ آرامشي كه در شهر از نيمه شب، درهم ريخته و شكسته مي‌آيد و پريشان و ناپايدار ـ روز زشت و بي‌رحم و گدازان و خفه كوير مي‌ميرد و نسيم سرد و دل‌انگيز غروب، آغاز شب را خبر مي‌دهد

    .... آسمان كوير! اين نخلستان خاموش و پرمهتابي كه هرگاه مشت خونين و بي‌تاب قلبم را در زير بارانهاي غيبي سكوتش مي‌گيرم و نگاههاي اسيرم را همچون پروانه‌هاي شوق در اين مزرع سبز آن دوست شاعرم رها مي‌كنم، ناله‌هاي گريه‌آلود آن روح دردمند و تنها را مي‌شنوم. ناله‌هاي گريه‌آلود آن امام راستين و بزرگم را كه همچون اين شيعه گمنام و غريبش در كنار آن مدينه پليد و در قلب آن كوير بي‌فرياد، سر در حلقوم چاه مي‌برد و مي‌گريست. چه فاجعه‌اي است در آن لحظه كه يك مرد مي‌گريد! ... چه فاجعه‌اي! ...شب آغاز شده است. در ده چراغ نيست. شبها به مهتاب روشن است و يا به قطره‌هاي درشت و تابناك باران ستاره. مصابيح آسمان!

    نيمه شب آرام تابستان بود و من هنوز كودكي هفت هشت ساله. آن سال، تمام تابستان و پاييز را در ده مانديم كه شهريور سيصد و بيست بود و آن «سه غمخوار بشريت» كشور را از همه سو اشغال كرده بودند! و پدرم ما را گذاشت و به استقبال حوادث، خود تنها به شهر رفت تا ببيند چه خواهد شد. آن شب نيز مثل هر شب، در سايه روشن غروب، دهقانان با چهارپايانشان از صحرا بازگشتند و هياهوي گله خوابيد و مردم شامشان را كه خوردند، نمد و پلاس و رختخواب و متكا و قطيفه‌هاي سفيد كرباس يا قميص را (بجاي شمد) برداشتند و به پشت بامها رفتند و گستردند و طاق باز دراز كشيدند. نه كه بخوابند، كه تماشا كنند و حرف بزنند؛ آسمان را تماشا كنند. از ستاره‌ها حرف بزنند، كه آسمان تفرجگاه مردم كوير است و تنها گردشگاه آزاد و آباد كوير

    ....آن شب نيز من خود را بر روي بام خانه گذاشته بودم و به نظاره آسمان رفته بودم. گرم تماشا و غرق در اين درياي سبز معلقي كه بر آن، مرغان الماس پر، ستارگان زيبا و خاموش، تك تك از غيب سر مي‌زنند و دسته دسته به بازي افسونكاري شنا مي‌كنند. آن شب نيز ماه با تلألو پرشكوهش كه تنها لبخند نوازشي است كه طبيعت بر چهره نفرين شدگان كوير مي‌نوازد از راه رسيد و گلهاي الماس شكفتند و قنديل زيباي پروين ـ كه هر شب، دست ناپيداي الهه‌اي آن را از گوشه آسمان، آرام آرام به گوشه‌اي ديگر مي‌برد ـ سر زد و آن جاده روشن و خيال‌انگيزي كه گويي، يك راست به ابديت مي‌پيوندد: «شاهراه علي»، «راه مكه!» كه بعدها دبيرانم خنديدند كه : نه جانم، «كهكشان!» و حال مي‌فهمم كه چه اسم زشتي! كهكشان يعني از آنجا كاه مي‌كشيده‌اند و اينها هم كاههايي است كه بر راه ريخته است! شگفتا كه نگاههاي لوكس مردم آسفالت نشين شهر، آن را كهكشان مي‌بينند و دهاتيهاي كاهكش كوير، شاهراه علي، راه كعبه! راهي كه علي از آن به كعبه مي‌رود! كلمات را كنار زنيد و در زير آن، روحي را كه در اين تلقي و تعبير پنهان است تماشا كنيد! و آن تبرهاي نوراني كه گاه گاه، بر جان سياه شب فرو مي‌رود، تير فرشتگان نگهبان ملكوت خداوند دربارگاه آسمانيش كه هرگاه شيطان و ديوان همدستش مي‌كوشند به حيله، گوشه‌اي از شب را بشكافند و به آنجا كه قداست! هورائيش را گام هيچ پليدي نبايد ببالايد و نامحرم را در آن خلوت انس راه نيست، سركشند تا رازي را كه عصمت عظيمش نبايد در كاسه اين فهم‌هاي پليد ريزد، دزدانه بشنوند، پرده داران حرم ستر عفاف ملكوت آنها را با اين شهابهاي آتشين مي‌زنند و به سوي كوير مي‌رانند، وبعدها معلمان و دانايان شهر خنديدند كه: نه، جانم! اينها سنگهايي‌اند بازمانده كراتي خرابه و درهم ريخته كه چون با سرعت به طرف زمين مي‌افتند از تماس با جو آتش مي‌گيرند و نابود مي‌گردند. و چنين بود كه هر سال كه يك كلاس بالاتر مي‌رفتم و به كوير بر‌مي‌گشتم. از آن همه زيباييها و لذتها و نشئه‌هاي سرشار از شعر و خيال و عظمت و شكوه و ابديت پر از قدس و چهره‌ها پر از «ماوراء» محروم‌تر مي‌شدم، تا امسال كه رفتم ديگر سر به آسمان بر نكردم و همه چشم در زمين كه اينجا... مي‌توان چند حلقه چاه عميق زد و آنجا مي‌شود چغندر كاري كرد! و ديدارها همه بر خاك و سخنها همه از خاك! كه آن عالم پر شگفتي و راز سرايي سرد و بي‌روح شد، ساخته چند عنصر! و آن باغ پر از گلهاي رنگين و معطر شعر و خيال و الهام و احساس ـ كه قلب پاك كودكانه‌ام همچون پروانه شوق در آن مي‌پريد ـ در سموم سرد اين عقل بي‌درد و بي‌دل پژمرد و صفاي اهورايي آن همه زيباييها، كه درونم را پر از خدا مي‌كرد. به اين علم عدد بين مصلحت انديش آلود؛ و آسمان فريبي آبي رنگ شد و الماسهاي چشمك‌زن و بازيگر ـ ستارگان ـ نه ديگر روزنه‌هايي بر سقف شب به فضاي ابديت. پنجره‌هايي بر حصار عبوس غربت من. چشم در چشم آن خويشاوند تنهاي من ـ كه كراتي همانند و همنژاد كوير و همجنس و همزاد زمين و بدتر از زمين و بدتر از كوير و ماه، نه ديگر ميعادگاه هر شب دلهاي اسير و چشمه‌سار زيبايي و رهايي و دوست داشتن، كه كلوخ تيپاخورده‌اي سوت و كور و مرگبار و مهتاب كوير ديگر نه بارش وحي، تابش الهام، دامان حرير الهه عشق، گسترده در زير سرهايي در گرو دردي، انتظاري، لبخند نرم و مهربان نوازشي بر چهره نيازمندي زنداني خاك، دردمندي افتاده كوير، كه نوري بدلي بود و سايه همان خورشيد جهنمي و بي‌رحم روزهاي كوير! دروغگو، رياكار، ظاهرفريب... ديگر نه آن لبخند سرشار از اميد و مهرباني و تسليت بود، كه سپيدي دندانهاي مرده‌اي شده بود كه لبهايش وا افتاده است !

    شكوه و تقوي و شگفتي و زيبايي شورانگيز طلوع خورشيد را بايد از دور ديد. اگر نزديكش رويم از دستش داده‌ايم! لطافت زيباي گل در زير انگشتهاي تشريح مي‌پژمرد! آه كه عقل اينها را نمي‌فهمد!

    + نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 10:43  توسط اکبر ستاری  | 

    تشابه مشکلات ورامین و آران و بیدگل

     

    كوره هاي آجرپزي، تهديد زمين هاي كشاورزي



        گروه شهرستان ها - كوره هاي آجرپزي در منطقه ورامين و قرچك، خاك زراعي پرارزش اين منطقه را از بين برده اند.
        كوره هاي آجرپزي در شهرستان ورامين كه ساليان زيادي از ساخت آنها مي گذرد همچنان به كار خود ادامه مي دهند و آسيب هاي جبران ناپذيري را به اصلي ترين بخش پوسته كره زمين يعني خاك زراعي وارد مي كنند. استفاده بي رويه از خاك در محل اين كوره ها به حدي است كه در آنها گودال هايي با عمق بيشتر از ۲۰ متر ايجاد شده است.
        هم اكنون افزون بر كوره هاي آجرپزي سنتي كه اقدام به پخت آجرهاي معمولي مي كنند ۳كارخانه نيز اقدام به پخت و ساخت آجرهاي فشاري و سفال مي كنند كه اين كارخانه ها نيز با احاطه كردن وسعتي بيش از ۴۰ هكتار از اراضي منطقه قرچك اقدام به خاكبرداري و استفاده بي رويه از خاك منطقه مي كنند.
        «علي خاني» يكي از كارشناسان خاك در اين باره گفت: از بخش بيروني زمين تنها ۸۰ تا ۱۰۰ سانتيمتر به عنوان خاك زراعي و قابل كشت است كه در آن گياه مي تواند به خوبي رشد كند.
        وي افزود: متأسفانه در منطقه ورامين، عوامل بسياري مانند ناآگاهي كشاورزان از ارزش خاك، پيشروي كوير به بافت زراعي و كشت مداوم گياهان، خاك منطقه را تخريب كرده است كه وجود كوره هاي آجرپزي در قرچك، پيشوا و محمدآباد بر سرعت اين تخريب افزوده است.
        به نظر مي رسد، مهمترين فعاليتي كه مي تواند از سرعت اين تخريب بكاهد، خروج اين كوره ها از شهرستان ورامين و انتقال به مناطقي است كه خاك آنها ارزشي براي كاشت نداشته و لم يزرع است كه چنين مناطقي در ورامين به وفور يافت مي شود.
        «حميد نيك همت» فرماندار ورامين در اين باره اظهار داشت: راهكارهاي بسياري براي خروج اين كوره ها از ورامين در نظر گرفته شده اما تاكنون هيچ يك از آنها متأسفانه محقق نشده است. تاكنون چندين بار با صاحبان اين صنايع نشست هايي برگزار شده تا امكان انتقال اين صنايع از درون بافت شهري بررسي شود، حتي حاضر شده ايم كه مجوز مسكوني نيز به اين كارگاه ها بدهيم، اما به نتيجه نرسيديم.
        وي تأكيد كرد: در دشت ورامين بسياري از اراضي به علت شور بودن غيرقابل كشت هستند و مي توانند منبع عظيمي براي كوره هاي آجرپزي باشند كه تنها ماده اوليه آن خاك است.
        همچنين «عين الله تاجيك» بخشدار قرچك با بيان اين كه كوره هاي آجرپزي افزون بر تخريب خاك زراعي، خسارات جبران ناپذيري را به ده ها رشته قنات وارد آورده است، افزود: اين قنات ها آب مورد نياز اراضي كشاورزي اين منطقه را تأمين مي كردند.
        وي يادآور شد: خاكبرداري هايي كه در اين مناطق صورت گرفته باعث شده كه بسياري از قنات ها فروريزند و از بين بروند.
        

    + نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 11:35  توسط اکبر ستاری  | 

    ثبت نام متقاضیان عضویت در انجمن

    ردیف

    نام

    نام خانوادگی

    شغل

    تاریخ تولد

    محل تولد

    ۱

    اکبر

    ستاری

    کارمند-وبلاگ نویس

    ۱۳۳۵

    آران و بیدگل

     ۲

    حسین 

    بیدگلی بیدگلی

    صنعتگر-وبلاگ نویس -هنرمند

    ۱۳۴۹ 

     آران و بیدگل

    ۳ 

    محمود 

    فرزین 

    کارگر -وبلاگ نویس-هنرمند

     ۱۳۵۰

     آران و بیدگل

     ۴

    عباس 

    رسول زاده بیدگلی 

    کارمند -وبلاگ نویس-هنرمند

     ۱۳۶۰

    آران و بیدگل 

     ۵

    فریدون 

    کدخدایی آرانی

    دبیر-وبلاگ نویس

    ۱۳۴۸

    آران وبیدگل

    ۶

    سید جعفر

    فاطمی نوش آبادی

    مدیر دبستان-وبلاگ نویس

    ۱۳۵۳

    کاشان -ساکن نوش آباد

    ۷

    امیر

    طاهرآبادی

    کارمند

    ۸

    امیر

    سحابی

    دانشجو-وبلاگ نویس

    ۱۳۶۸

    آران وبیدگل

    ۹

    محمد

    ناظمی

    کارمند-پزشک-وبلاگ نویس

    ۱۳۵۰

    آران وبیدگل

    ۱۰

    مریم

    ارشدی

    کارمند-وبلاگ نویس

    ۱۳۴۱

    آران و بیدگل-ساکن تهران

    ۱۱

    حیدر علی

    عنایتی بیدگلی

    دبیر-نویسنده-محقق- وبلاگنویس

    ۱۳۳۷

    آران و بیدگل

    متقاضیان محترم لطفا مشخصات فوق را از طریق پیام اعلام فرمایند.

    + نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 11:34  توسط اکبر ستاری  | 

    کوره های آجزپزی

    کوره های آجزپزی به دلیل وجود نوع خاصی از ذخایر خاک در این شهرستان از گذشته ها تاکنون از رونق خوبی برخوردار بوده اما رهاوردهای مطلوبی برای مردم نداشته است.

    در گذشته کوره های آجرپزی خارج از محل سكونت مردم قرار داشتند اما با گسترش شهر ، این کارگاهها در میان خانه های مردم قرار گرفته اند و به طور طبیعی مشکلات بسیاری را برای مردم ایجاد کرده اند.

    آلودگی زیست محیطی بزرگترین مشکلی است که مردم با آن دست و پنجه نرم می کنند و بسیاری  افزایش آمار بیماران را نیز پراکندگی ذرات آلاینده حاصل از سوخت کوره های آجرپزی ميدانند..

    علاوه بر آلودگیهای زیست محیطی، ذخایر خاک شهرستان نیز در معرض تهدید است زیرا آجر به دلیل استفاده از نوع خاصی از خاک که تنها در شهرستان موجود است، معروف شده و این معروفیت کم کم می رود تا به مشکلی بزرگ در شهرستان تبدیل شود زیرا خاک منبعی نیست که به سرعت تجدید شود و برای تجدید دوباره آن به میلیونها سال زمان نیاز است.

    کوره های آجرپزی در واقع تنها برای آجرپزها و صاحبان این کارگاهها مفید است زیرا به جز خاک، آب و سوخت به سرمایه دیگری نیاز ندارند که خاک و آب آن از منابع طبیعی و سوخت آن با یارانه های بسیار سنگین توسط دولت تامین می شود.

    نیروهای فعال در کوره های آجرپزی نیز اغلب یا اتباع بیگانه هستند که حقوق چندانی دریافت نمی کنند یا جوانانی که به دلیل مشکلات معیشتی به حداقل دستمزد هم رضایت می دهند و یا کودکان کار.

    این کوره ها نه تنها از لحاظ زیست محیطی برای مردم مقرون به صرفه نیستند بلکه همین مردم برای استفاده از آجر تولیدی کوره هایی که سالهاست با آسیبهای آن روبرو هستند باید مدتها در نوبت بمانند .

    با این تفاسیر واضح است که کوره های آجرپزی  در مكانهاي فعلي هیچ رهاورد مثبتی برای مردم شهرستان ندارند.

    علاوه بر مشکلات زیست محیطی و اقتصادی، حضور کارگران غیر ایرانی در این کارگاهها سبب بروز مشکلات فرهنگی در مناطق مختلف می شود و به طور قطع رفع آثار سوء فرهنگی هزینه های دیگری به شهرستان تحمیل خواهد کرد. ما مخالف استفاده از ظرفیتها نیستیم اما باید مبحث بهره وری را نیز در نظر گرفت.

    اگر هزینه های مادی و معنوی که برای کوره های آجرپزی صرف می شود در هر بخش دیگری مثلا توریسم به کار گیریم به طور قطع نه تنها از ظرفیتهای شهرستان استفاده بهتری شده بلکه مردم نیز از سود آن بهره مند خواهند شد.

    سیاست بايد  این باشد که تسهیلات و امکانات برای مصالح جایگزین در نظر گرفته شود تا مردم از آلودگی هوا رهایی یابند و كوره هاي موجود به فاصله ي مناسبي از شهرها و روستاها انتقال يابند .

     

    + نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 12:49  توسط اکبر ستاری  | 

    منابع تامين آب

    منابع تامين آب بيش از يكصد هزار مشترك شهرهاي كاشان و آران و بيدگل و شهرها و شهركهاي اقماري اين دو شهرستان  ‪ ۱۲۵‬حلقه چاه ، دو رشته قنات و چشمه ي فعال و بخشي از آب زاينده‌رود مي باشد.

    منبع

    انجام طرح های اصولی و ساختاری برای شناسایی عوامل آلوده کننده ي آبها باید در دستور کار متولیان امر قرار گیرد و تنها خبر جدی که اخیرا در این زمینه اعلام شد،آغاز مطالعات آلودگی آبهای زیرزمینی ۱۴ نقطه از کشور است.

    مدیرکل دفتر آب و خاک سازمان حفاظت محیط زیست اخیرا با اظهار تاسف گفته بود تاکنون هیچ اقدامی در زمینه ي آلودگی آبهای زیرزمینی در کشور صورت نگرفته است.با این وصف، اجرای طرح فوق، حتی درحد مطالعاتی را باید به فال نیک گرفت، اما اختصاص اعتبارات و امکانات لازم جهت اجرای طرح های گسترده تر برای سالم سازی آبها به ویژه آبهای مصرفی مردم بسیار ضروری است، چرا که با سلامت تک تک شهروندان در ارتباط است.

    منبع

    + نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 12:28  توسط اکبر ستاری  |